لطفا صبر کنید...

موناشژی‌ها و صومعه‌سرا‌ها در روسیه
امتیاز 0/5 از 0 نظر
0

1397/02/01

موناسژی و صومعه‌ها در روسیه: (اوج مسکو)

    اوج مسکو در اهمیت سیاسی در روسیه قرون وسطی، کاملاً وابسته به اهمیت قطب مذهبی آن است که این امر این موضوع را در تعداد اعظم موناسرتی‌ها و کلیساها و نیز صومعه‌هایی که در این شهر تا قرن دوازدهم میلادی (در قرون وسطی) بنا گردیده انعکاس و بازتاب یافته است. تهدید محلۀ قوم تارتار مغول، موجب گردید که حکام اولیه مسکو در احداث مجموعۀ زنجیره‌وار موناسرتی‌ها و صومعه‌های قلعه مانند و دژ گونه دور تا دور شهر قدیمی همّت گمارده و این مسئله مراکز بسیار مهم روسیه از کلیسای ارتودوکس گردید که شامل اقامت و محل سکونت پارتریاک‌ها یا اسقف‌های اعظم روسیه بوده است.

گرچه حکومت بولستریک‌ها تمامی موناسرتی‌ها- صومعه‌ها و کلیسای مسکو را بعد از انقلاب بولشویک‌ها تعطیل و منع نموده بودند، و از ساختمان‌ها و عمارت‌های آن برای اهداف کمابیش جاه‌طلبانه خویش استفاده می‌نمودند، اهدافی نظیر احداث موزۀ الحاد (و ملحد بودن) و مرکز نگه‌داری زندان‌ها و برخی از این مکان‌ها و محوطه‌ها به کلیسا مجدداً بازگشتند. بعد از جنگ جهانی دوم خصوصاً بسیاری از کلیساها به جایگاه اول خویش بازگشت، از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی (سوسیالیست سابق)، آن‌چه باقی مانده است به دستان کلیسا مجدداً بازگردانده شد. کارهای بیش‌تر در جهت ابقاء موناسرتی‌ها از جمله موناسرتی یا صومعه‌سرای Donsky دون سکی و داینلوف بوده است، این مؤسسه که کم‌تر از آن یاد شده کاملاً مورد امتناع واقع گردید لکن به حق، این مرکز یکی از پر هماهنگ‌ترین موزه‌های معماری روسیۀ قدیم در این شهر به حساب می‌آید.

دانیلوف یا صومعه (موناسرتی) دانیلوف:

از سال 1983 این مکان، دانیلوف به عنوان مرکز رسمی سکونت اسقف‌های روس (یا پارتریاک‌های روسی) محسوب می‌شود و از ادارات (مراکز اداری) کلیسای ارتودوکس روسی تلقی می‌شود. بر این ادعا استوار است که این مکان قدیمی‌ترین موناسرتی یا صومعه سرا در مسکو می‌باشد که در قرون وسطی به سال 1282 میلادی بنا گردید. اگر چه تاریخچه پر فراز و نشیب آن بالواقع روشن و دقیق نمی‌باشد لکن در حال حاضر اهمیت آن به این مکان آوازه‌ای چشمگیر عطا بخشیده است.

این صومعه (موناسرتی) نام خود را از سازنده و برپا کننده آن به نام پرنس دانیل آلِ کسندروویچ (الکساندروویچ) گرفته است که جوان‌ترین پسر حاکم نووگ روو به نام الکساندر نِوسکی بوده است که اولین پرسنل یا شاهزادۀ حکومت کوچک روسیه از سال 1276 ال 1303 میلادی بوده است. حکومت خاندان وی در قرن 17 به توپ بسته شد پسرش ایوان اول به این موناسرتی انتقال داده شد، بت‌ها، شکل‌ها و اسقف‌های آن به کرملین در 1330 آورده شدند. و تا حکومت ایوان چهارم که به ایوان وحشتناک یا ایوان ظالم شهرت داشت، موناسرتی یا صومعۀ دانیلوف هرگز مجدداً فعالیت خود را از سر نگرفت و تنها به عنوان ساختمانی دفاعی مورد استفاده واقع می‌گردید.

قدیمی‌ترین ساختمان این موناسرتی که امروزه کلیسای پدران مقدّس خوانده می‌شود که زمان احداث آن به قرن 16 درست در تاریخ 1565 میلادی باز می‌گردد و بقایای سنت دانیل را حفظ و نگه‌داری نموده است و بت و شکل مجسمه‌ای وی و همسر ولادیمیر در آن تراشیده و رنگ‌آمیزی شده است تقریباً از زمان ساخت کلیسا موجود بوده است. این کلیسا دارای ساختاری پیچیده است که به چندین بخش تقسیم گشته است که شامل تالار تدفین، نیایشگاه، نمازخانه (کلیسای کوچک)، صومعه می‌شود. فضای بیرونی آن به رنگ‌های سفید نقاشی و رنگ‌آمیزی شده که دارای سقف‌هایی سبزرنگ و تصاویر زیبا و نیز قطعۀ طلای کار گذاشته شده در گنبد آن است.

کلیسای اصلی در موناسرتی (در این صومعه) گرچه کلیسای سه‌گانه وی مربوط به سال 1838 میلادی است، اما یکی از ساختمان‌های نئوکلاسیک اضافه شده توسط اُسیپ بوف است که معمار اصلی ساختمان‌سازی در مسکو بعد از جنگ‌های ناپلئون به شمار می‌رفته است. این موناسرتی (صومعه) در مقاطع زمانی مختلف در طول تاریخ قدمت دارد که مرکز جنگ و نبرد نیز به حساب می‌آمده است. به طوری‌که در سال 1591 میلادی، ارتش کریمه (در جنگ‌های کریمه) یعنی تارتارخان، پشت دیوارهای آن شکست خورد. بیست سال بعدتر موناسرتی (این صومعه) توسط دیمیتری دروغین، به آتش کشیده شد و دیوارها و بسیاری از ساختمان‌های آن کاملاً از نو ساخته شد. متجاوزان فرانسوی در سال 1812 معبد یا زیارتگاه کلیسای دانیلوف را که نقره‌ای رنگ بود و از جنس نقره، گرفتند، تسخیر نموده و به مکان داخلی آن بی‌حرمتی و به اصطلاح هتک حرمت نمودند. بیش‌تری خرابی راگرچه بعد از انقلاب این مکان به خود دیده است، لکن دچار تجربیات زیادی در زمان حملۀ ناپلئون به روسیه گردید.

حکومت بوشریک‌ها درست از کلیساهای این موناسرتی آغاز گردید زمانی که این دولت یعنی بولستریک‌ها به روی کار آمدند، تخریبات اساسی در زمان آن‌ها به بدنه و پیکره کلیساها از جمله دانیلوف وارد آمد. علی‌رغم آن که اسقف‌ها و سران کلیسا کار خودشان‌ را حتی تا 1930 میلادی ادامه دادند، تا زمانی که کانون اصلاح و تربیت جوانان یا همان زندان اطفال و نوجوانان در محوطۀ این کلیسا احداث گردید. موناسرتی در طول‌ سال‌ها مجدداً دچار ترمیم و بازسازی قرار گرفت، و بسیاری از ساختمان‌های اصلی و اساسی آن تخریب و کاملاً منهدم گردیده و یا اساساً دچار تغییرات بنیادین گشته و گورستان کلیسا یا موناسرتی که شامل مقبره‌های نیکولای گوگل بود و نقاش بزرگ روسی و نیز آهنگساز معروف آن به نام نیکولای رابینستن که کاملاً منهدم و دچار تخریب گردید.

در سال 1983 این موناسرتی اولین موناسرتی در روسیه بود که به کلیسا بدل گردید و مجدداً توسط حکومت سوسیالیست‌های جماهیر شوروی به مقام کلیسا بازگردانده شد. پروژۀ ساخت مجدد اصلی این کلیسا 5 سال بعدتر شروع به کار کرد و جلوس اسقف اعظم پارتریاک و سی نود Synod مقدس به این مکان انتقال داده شد که از موناسرتی سه‌گانه سنت سرگی به این مکان یعنی موناسرتی یا صومعۀ دانیلوف انتقال داده شد.

بسیاری از ساختمان‌هایی که امروزه در این صومعه وجود دارد اخیراً اضافه شده است که شامل سکونت پارتریاک یا اسقف اعظم و کلیسای هزاره است که در سال 1988 به مناسب هزارمین سالگرد مسیحیت در روسیه برگزار و احداث گردید.

ساختمان‌های مجدد ساخته شده شامل دروازۀ کلیساس سنت سایمن در قرن 18 بوده است، که از این دروازه یا گیتِ اصلی بازدید کنندگان می‌توانند وارد صومعه‌سرا گردند و در سال 1920 میلادی دست از کار کشید. حائز توجه است که ناقوس‌ها و زنگ‌های آن به دانشگاه هاروارد فروخته شد و جائی که امروزه هنوز مورد استفاده واقع می‌شود، کلیسای ارتودوکس در تلاش زیاد در بازپس‌گیری این ناقوس از دانشگاه هاروارد است.

موناسرتی یا صومعه سرای Donskoy (دون سکوی)

این مکان در سال 1591 میلادی به منظور بزرگداشت شخصی به نام بوریس گودونوف (Boris Godunov) روسی که موجبات به عقب کشیده شدن حملات قوم تار تار را تحت رهبری کازی گیری انجام شده بود، تحقق یافت، موناسرتی دون سکوی Donskoy یکی از چشم‌گیرترین موناسرتی‌های غنی و قوی در مسکو تلقی می‌شود می‌باشد و دارای تاریخ و پیشینه‌ای جذاب و پرفراز و نشیب (پرتلاطم) است.

گودونوف سربازان خودش را به مرکز نبرد و جنگ توسط رژه‌ای که حاوی هیبت همه دون بوده است، که افسانه‌ها حاکی از آن است که دیمیتری دون سکوی در نبرد با kulikovo کولی کوُوف در سال 1380 آن را به همراه داشته است.

زمانی که نیروهای تارتار بعد از زمانی اندک در مقاومت‌اشان فرار کردند، تصمیمی که اتخاذ گردید مبنی بر ساخت کلیسایی بود که اشکال و مجسمه‌های محوطه و موناستری (صومعه) را در خود حفظ نماید، که این امر به منظور نگه‌داری و حفاظت از شاهراه اصلی از مسکو به کریمه بوده است.

کلیسای اصلی، امروزه کلیسای قدیمی و یا کلیسای کوچک نامیده می‌شود و به این نام مشهور است که در سال 1593 میلادی ساخت آن پایان پذیرفت و مثال‌های مسحور کننده و جادویی آن از باروک مسکو با الوانی نرم از رنگ‌های قرمز با kokoshniki متداول و ردیف‌هایی از آرک‌ها و طاق و بستان‌های زیبا مزین گشته است که ویژگی معماری کلیساهای روسی از قرن (12) دوازدهم میلادی است، که دارای گنبدهای پیازی شکل آبی رنگ می‌باشد.

معماری گنبدهای آن به مانند پیازهای آبی‌رنگ است. این مکان امروزه نسخه‌ای کپی شده از شمایل و تصاویر عیسی مسیح و مریم باکره است که icon نامیده می‌شوند که به‌طور اصلی در گالری Tretyakov (تری تایاکوف) به معرض نمایش برای عموم قرار داده شده است.

موناستری یا صومعۀ سرای مذکور، اساساً کوچک و دنج به شمار می‌رود و تمامی آن‌ها در زمان مشکلات و جنگ‌ها متروک اعلام گردیده بود خصوصاً بعد از مرگ گودونوف و به عنوان ضمیمه و الحاقی به موناستری یا صومعه آندرونی کوف محسوب می‌شود. در طول این دوره، مجدداً زمان جنگ و عرصۀ نبرد بوده است، اولین بار زمانی که توسط لهستانی‌ها برای یک روز تنها در سال 1612 میلادی غضب نمودند، و پس زمانی که اس ترل اسکی نیروهای قزاق‌های اوکراین را زیر دیوارها در سال 1618 شکست داده بود. و تا سال 1678 حکومت فئود و رسوم که این صومعه یا موناستری مجدداً استقلال خود را به دست آورد و شروع به ارتقاء و پیشرفت نمود.

کلیسای بزرگ و جدید (دون سکوی) مجدداً در سال 1684 کار خود را از سر گرفت که این آغاز به کار به دستور تزارینا (تزار) سوفیا، خواهرناتنی پیتر بزرگ انجام پذیرفت و وی نایب السلطنه در سال‌های آغازین دورۀ پادشاهی پیتر بزرگ بوده است. این کلیسا دارای ویژگی‌های غیرمعمول است که می‌تواند به حقایقی که مربوط به سازندگان آن است انتساب یابد و بالواقع مربوط به آن‌ها است که اعم از سنگ تراشان و هنرمندان بزرگی بودند که این صنعتگران از اوکراین آورده شده بودند.

با توجه به سنت و آداب و رسوم اکراینی‌ها، پنج گنبد از کلیسا به نوعی قرار داده شوند که نمایانگر 4 گوشه از زمین است، تزئین و طراحی که ناشی و زاییده از تفکر قدیمیان بوده است، متفکرانی قدیمی که به نام محربان غیر یا ضد مسیح نام گرفته است. هیبت تراشان شمایل عیسی مسیح آن را بین سال‌های 1688 تا 1698 تراشیدند، و مراکز آن در قرن شانزدهم، کپی از همسر دون بوده است. فورسکو یا نقاشی‌های روی دیوارها در این کلیسا توسط آنتینو کلادیوی ایتالیایی رنگ‌آمیزی و نقاشی گشته که در میان سال‌های 1782 تا 1785 توسط وی به انجام و سپس پایان پذیرفت.

که از این منظر اولین کلیسای نقاشی شده به سبک فورسکو یا نقاشی روی دیوار در مسکو به حساب می‌آید که توسط هنرمندان خارجی اجرا و پیاده‌سازی گشته است.

و در خصوص زمان ساخت کلیسای جدید، دیوارهای موناستری یا صومعه‌سرا در سبک باروک در مسکو مجدداً ساخته شد. دیوارهای برافراشتۀ سرخ رنگ با دوازده برج‌ای که مزین به تاج سلطنتی گردیده که در بین سال‌های 1686 تا 1711 ساخته شده که بیش‌تر شبیه آن دسته از برج‌ها به نظر می‌رسد که در صومعۀ Novodevichy نووو دِ ویچی موجود بوده است. بالاخص، حائز اهمیت است که بالا رفتن دروازۀ کلیسای تیخوین باکره و اوج آن که به عنوان درب ورودی این صومعه (موناستری) به حساب می‌آید.

طاعون در سال 1771 در مسکو با ویرانگری می‌تازید و همه چیز را منهدم نمود، و نه تنها آشوب و بلوا را در خانقاه (صومعه) مذکور ایجاد کرد، در طی زمانی که آمبروسیس، اسقف اعظم مسکو بود، که از کرملین گریخته بود و توسط جماعت بسیار عصبانی و پر خروش مدرم محکوم به مرگ گردید و این امر منجر به آن گردید که حکم/ فرمانی از کاترین کبیر صادر گردد مبنی بر آن که هیچ گورستانی نمی‌بایست در داخل شهر، آن را احاطه نماید.

هفت گورستان ارتودوکس مسیحی سپس در حومۀ شهر و بیرون آن احداث گردید و گورستان دون کووی یکی از مهم‌ارین و با پرستیژترین گورستان‌ها تلقی می‌شد. در میان خانواده‌های بزرگ و به نام آن دوران که شروع به استفاده از گورستان کردند می‌توان به پرنس گولیستین و زوبوف یاد کرد که صومعه‌ها و دیرهای خصوصی زیادی را پایه‌‌گذاری کردند، از جمله کلیساهای آلکساندر اس و پرسکی و کلیسای فرشتۀ برنز (یا ارک انجل) که به ترتیب در طبقات همکف صومعه‌سرا (خانقاه) مذکور موجوداند.

صومعه درست بعد از انقلاب از بین رفت و بعدها توسط دولت بولشویک‌ها به عنوان مکانی برای موزۀ الحاد (ملحدان) انتخاب و برگزیده شد و در کلیسای بزرگ در سال 1929 میلادی بازگشایی شد. پارتریاک تیخون که در سال 1917 منصوب شد، زندانیان را در صومعه بین سال‌های 1922 و 1923 نگاه می‌داشت و سپس آن‌ها را در گورهای بی‌نام در آن‌جا مدفون می‌کرد. بیمارستان صومعه برای اولین بار مرده سفرخانه شهر گردید و شاخه‌ای از موزۀ معماری شجوزف گشت که در صومعه بنا شد و تقریباً در خفا و به طرز مرموزانه‌ای مکانی امن برای نگه‌داری مجسمه‌ها و اجسام تزئینی گردید که بیم آن می‌رفت با تخریب کلیساها منهدم گردند.

خدمات و سرویس‌هایی که در کلیسای قدیمی تا سال 1946 باقی ماند، نه تنها تا سال 1992 به کلیسا بازگردانده شد. بعد از این واقعه که با تدفین مجدد تیخون، شاخص‌تر و بارزتر گردید، در پی آتش‌سوزی مهیبی تمامی اشکال و شمایل و مجسمه‌های موجود در کلیسای بزرگ همگی از بین رفتند. صومعه هنوز در دست ساخت مجدد و عملیات بازسازی قرار دارد، لکن یک مؤسسه بسیار فعال با انتشارات و studio برای ساختن و بازسازی شمایل و مجسمه‌ها به حساب می‌آید.

صومعه (خانقاه) نووس پاسکی

نووس پاسکی Novos passkey و یا صومعۀ جدید منجی و بشارت دهنده، این ادعا را به خود اختصاص داده است که به عنوان قدیمی‌ترین خانقاه‌ها یا صومعه‌سراها در مسکو محسوب می‌گردد، و نام خود را در حقیقت اساساً از این حقیقت برگرفته است که در داخل کرملین واقع شده است که در قرن 14 میلادی ساخته شده، و شاید قبل‌تر از آن توجه صومعه دانیلوف مدرن و امروزی را جلب نموده بوده است. صومعه به مکان جدیدی انتقال یافت و در کناره‌های موسکوا در سال 1491 (1491 میلادی) با دستور و فرامین ایوان بزرگ منتقل شد.

هیچ ساختاری از آن دوره احیا و باقی نمانده است. صومعه تحت پشتیبانی و با ساپورت مالی شِرِمتِف و رومانف، روی کارآمد و از یک بازسازی و تعمیر کامل و درست و حسابی زمانی که میخائیل رومانف تزار روس در سال 1612 گردید، منفعت بردند. حجم صومعه به طوری که امروزه پدیدار است به زمانی برمی‌گردد که شامل دیوارهای سنگی ضخیم با هفت قلعه و دژ عظیم و محکم که توجه خاصی را به خود جلب می‌نمود خصوصاً زمانی که به عنوان مرکز زندان در اوایل سال‌های حکومت بولشویک‌ها مورد استفاده واقع می‌شد.

ساختار مرکزی این صومعه و کلیسای تبدیل هیأت و هیبت عیسی مسیح ناجی (منجی بشر) به سال 1645 میلادی باز می‌گردد، گرچه در این سبک و سیاق، این امر کاملاً به ساختمان‌های اولیه نظیر کلیسای کرملین مرتبط است خصوصاً کلیسای مسیحیت کرملین یا Assumption، که جزئاً به عنوان الگو آن‌چنان که با گنبدهایی به سبک کلاه ایمنی مزیّن گردیده‌اند. فورسکو یا تقاشی‌ای دیواری نفیس در داخل آن همگی اصل می‌باشند و به‌طور جزئی و دقیق بازگو کنندۀ ادعای رومانوف‌ها در نسل و بشجرۀ خود که به تخت تزارها می‌رسد، می‌باشد، تقابل آن با پادشاهان اسرائیلی و نوادگان آن‌ها نیز درخور توجه است. متأسفانه آن‌ها در بازگشت به تخت و تاج به صورت مقطعی با لحاظ نیاز بازگشت به جلوس سلطنت بودند. ضمائم به کلیسا شامل دو عبارت می‌باشد که کلیسایی با دو ردیف شمایل مریم مقدس با حجاب و مستوره می‌باشد که از سال 1675 ساخته شده است و در نمازخانه صومعه جای داده شده است و کلیسای نئوکلاسیک از شمائل و علائم در سال 1795 ساخته شد که توسط خانوادۀ Sheremetev شِرِ مِتِف به عنوان بارگاه و مقبرۀ خصوصی مورد استفاده واقع شده است. در همان دوره زمانی که کلیسا که کلیسای سنت نیکلاس، کارگر معجزه‌آسا و خانۀ پارتریاک (اسقف اعظم) فیلارِت که در واقع پدر میخاییل رومانوف بوده است یک سیاستمدار با نفوذ فرامین مقدس بوریس گو دانوف را می‌برد. بعد از آن‌که میخائیل تزار توسط انتخاب وی به تزار بودن، ثابت شده فیلارِت به مسکو بازگشت و به جای پسرش حکمرانی نمود و بالمشخصه مسئولیت برای اصلاح و بهترسازی سیستم مالیات‌دهی و پاسخ دادن به ادعاها و دستورات کلیسا را به عهده گرفت.

از دیگر ساختمان‌های مهم در صومعه که برج زنگ بزرگی دارد که بازدیدکنندگان از آن در وارد می‌شوند، بین سال‌های 1759 و 1785 توسط معماری به نام ایوان Zhevebtsov روسی ساخته شد و ثروتی از آثار تزئینی باروک قدیمی دارد و 3 شمایل مستور آن از 4 تای موجود آن حاکی از ستون‌های مختلف و از نوع متنوع یونانی است که عبارتنداز: دوریک، آیونیک و کورپنشیان، کلیسای کوچک سفیدرنگ فقط در برج ناقوس شمالی آن، شامل یک شمای به فرمت راهبه از صومعۀ ایووانوسکی می‌باشد که خواهر آیون کینا دوسیا است که این‌گونه پنداشته می‌شود که دختر نامشروع امپراتور الیزا وِ تا و کنت را زوم و وسکی است گرچه وی احتمالاً بیش‌تر زندگی خویش را در صومعه و خانقاه گذراند، لکن هویت‌اش با پرنس Tarkanova تارکانووا که قهرمان اُپرا وسیمفا بود در سال 1930 بیش‌تر منطبق بر این باوراند که، یک شیادی دغلکار بود که کنت اُرلوفرا اغوا کرده و سپس به روسیه برگشت، که تنها با سوی معشوقش کاترین کبیر بازگشت: هویت خواهر ایوکینیا به عنوان دختر واقعی در این‌جا تدفین وی را در گورستان خانوادگی رومانوف‌ها توجیه و اظهار می‌دارد که دختر واقعی بودن وی با این کار محرز گردیده است. صومعه توسط سربازان و ارتش ناپلئون به‌طور کامل غارت و چپاول گردید و تحمّل انواع مختلفی از ناملایمتی‌ها و بی‌حرمتی‌ها تحت دولت سوسیالیست‌های اتحاد جماهیر گردید که نقش کیفری و جزایی آن، شیخ‌ترین بوده است لکن شامل زمانی بوده است که به عنوان نوانخانه مستعقل می‌شد، و کارگاه اسباب و اثاثبه و مرکز توانبخشی و بازتوانی الکلی‌ها و معتادان به الکل بوده است و سپس در سال 1968 میلادی و دهۀ 60 و 70 میلادی تبدیل به موزه گردیده و بعدتر در سال 1991 به کلیسا مجدداً تغییر نقش داد. بازگشت و اعاده به وضعیت سابق آن همچنان تداوم داشت لکن، صومعه کاملاً از کاربرد و استفادۀ زیاد باز ماند. و این امر با تلفیق با تعدادی از بازدیدکنندگان و صومعۀ خالی اجین یافته که آن را به مکانی کاملاً سوت و کور در نوع خودش رقم زده است.

صومعه (پا دیر) نووو دِ ویچی

صومعۀ نوودویچی

این صومعه در سال 1524 میلادی توسط دوک بزرگ واسیلی Vasili سوم به منظور بزرگداشت و قدردانی از تسخیر مجدد Smolensk از لیتوانی‌ها، صومعۀ نوودِویچی ساخته شد که به عنوان یکی از زیباترین آثار معماری و مسکو قلمداد می‌شود. این مکان بالخص برای هماهنگی‌های معماری آن خصوصاً از جایگاه آن مورد توجه است، در کناره‌های رود موسکاوا Moskva موجود است که زیباترین مناظر را به وجود آورده است. صومعه هم‌چنین برای گورستان جدیدی که در آن بنا شده، معروف و مشهور است که با پرستیژترین مناظر در شهر مسکو محسوب می‌گردد که از قرون قبلی به جا مانده است و تنها مقرّ و جایگاه استراحت برای تعدادی کثیر از مشاهیر سیاسی و فرهنگی بزرگ و شاخص است که شامل چخوف و شوس تاکوویچ می‌باشد.

به نظر می‌رسد این صومعه دارای نقش کلیدی در نگهبانی و محافظت از شهر در قرون وسطی و اولیه به حساب می‌آمده نوودیچی، استراتژیک‌وار برای حفظ و محافظت از دسترسی به جادۀ جنوبی شهر درست در جائی که بارود موسکاوا تلاقی می‌یابد واقع شده است. صومعه مکان مهمی است که در تاریخ از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است، و به‌طور خلاصه انبار و نهفتگاه زنان آشوب‌گر و قدرتمندی بوده است که مشهورترین آن‌ها سوفیا است که خواهر ناتنی پیتر بزرگ بوده است که خدمات بزرگ و ارزنده‌ای را برای بازسازی مجدد صومعه در سال 1680 انجام داده است که درست در همین‌جا زندانی و محبوس گردیده به دلیل آشوبی که درحمایت از وی در سال 1698 میلادی به وقوع پیوست و دستور توقیف وی در همین محل داده شده در طی تجاوز و حملۀ ناپلئون به روسیه سومعه توسط تلاش فرانسویان در منهدم ساختن و تخریب قطعه به قطعۀ آن انجام شد، لکن با تلاش‌های برخی راهبه‌های متفکر و سیاست‌مدار بعد از متواری شدن سربازان مهار کردن آتش در تخریب آن و مدیریت راهبه‌ها در حفظ این بنا، آن را از تخریب کامل نجات داد. صومعه هم‌چنین در قرن 19 میلادی دارای وجهه و ساختاری از بیرون خارق‌العاده گردید و به عنوان محل منتخب پیر در اجرای داستان جنگ و صلح تولستوی و نیز به عنوان محل ملاقات لیووین و کیتی kitty در داستان آناکارنینا انتخاب گردید داستان آنا کارنینا که در همان داستان دوشیزه فیلد Field، در زیر دیوارهای صومعه، محوطۀ اسکیت مجلل و مدرنی در مسکو را تداعی می‌کند که توسط لئوتولستوی در این داستان به نمایش گارده شده است.

بعد از انقلاب، صومعه به موزه‌ای با نام «نجات و رهایی زنان» تبدیل گردیده لکن فارغ از ناملایماتی که به خود دیده مجدداً به مقام کلیسا در پیروزی وطن‌پرستانه‌ای که در سال 1945 واقع گردید، تبدیل گشت. راهبه‌ها به این صومعه تا سال 1994 بازنگشتند، گرچه هنوز بسیاری از توریست‌ها این مکان را به عنوان قطب زیبا و جذاب توریستی می‌دانند تا این‌که از آن به مجرّد صرفاً یک مؤسسه مذهبی در حال کار و فعالیت یاد نمایند، و این که امروزه گنج‌ها و ثروت‌های آن برای دیدن و بازدید از آن درخور توجه است.

کلیسای بانو Smolensk اِسمولنسک، و مهم‌ترین ساختمان آن که در این صومعه ساخته شده است همین کلیسای مذکور است. این مکان در زمان استقرار صومعه و کلیسا ساخته شد، گرچه گنبدهای زیبای پیازی شکل آن یک قرن بعدتر اضافه گردید. فضای داخلی بسیار جذاب‌تر و قابل توجه‌تر از فضای بیرونی آن است که دارای فورسکوها یا همان نقاشی‌های دیواری بسیار مسحور کننده است که قدمت آن‌ها به سال 1684 باز می‌گردد و توسط دیمیتری‌گری گورف از پاروسلاوی کشیده و نقاشی شده است.

همین 5 شمایل منحصر به فرد در 5 ردیف موجود است که به دورۀ یکسان ساخت صومعه بازمی‌گردد.

لکن از کلیسایی به نام Assumption آورده شده که در pokrovka (پوکروف‌کا) قرار داشته که توسط بولشویک‌ها کاملاً منهدم گردید.

بسیاری از ساختمان‌های دیگر قابل توجه از زمان سوفیا، شامل کلیسای اسام پشن Assumption به رنگ‌های سفید و سرخ رنگ بوده است و نمازخانه و زیارتگاه مجاور آن، و برج و ناقوس و دروازه‌های کلیسا از نقاط جنوبی و شمالی، همگی انواع سبک‌ها و روش‌های باروک در اروپا را به نمایش می‌گذارند که صومعه را به عنوان یکی از مکان‌ها مثال زدنی و منحصر به فرد در زمان خودش معرفی می‌نماید.

گورستانی که درست در مجاورت با آن بنا شده کاملاً با ارزش بازدید را دارد و تنها به منظور دفن اجساد نبوده است، بلکه مشاهیر بزرگی چون مقبره آنتوان چخوف نویسندۀ مشهور روسیه و نیز بالگاکوف، براکوفیف، شوستاکوویچ آی زِ نِ شیتن و نیز استانیسلاوسکی، و جمعی معروف با سنگ‌های ناب و باورنکردنی گران قیمت گرانیت و نیز فلزات ارزشمندی که به صورت تاج بر بالای مقبره‌های بسیاری از سیاستمداران مختلف و ارتشبدان و فرماندهان نظامی از دورۀ سوسیالیستی روسیه در آن‌جا موجود است، درخور توجه است. که بالواقع تجربه شگرف و عالی به حساب می‌آید.

خانقاه یا صومعه‌سرای Andronikov آندرونیکوف در روسیه

این خانقاه که متعلق به دورۀ قرون وسطی می‌باشد در کناره‌های رودخانۀ Yauza پا اُزا واقع گردیده است که دارای کلیسایی است قدیمی که تا به امروز ابقاء و از دست تخریب و امحاء نجات یافته است که در مسکو واقع شده و شاید بی‌شک یکی از خانه‌ها و مکان‌های استراحت یا اصطلاحاً استراحتگاه‌های پایانی در قرن 15 میلادی بوده است که مجسمه‌ساز و شمایل‌ساز آن آندری روبلوف است که در موزۀ هنرهای باستان روسیه از وی به جهت بزرگداشت مقام وی یاد گردیده است.

موناسرتی خانقاه آندرونیکوف در سال 1357 میلادی توسط آلکسی یکی از شهروندان متروپولتین آن زمان نباشد و نام خود را از اولین راهبۀ ارتودوکس به نام سنت آندونیک وام می‌گیرد. صومعه یا کلیسای نجات دهنده یا Savior که در سال 1427 میلادی کامل گردید، یکی از قدیمی‌ترین ساختمان‌ها و سازه‌های سنگی را دارا می‌باشد که بعد از تخریب کلیسای نجات‌بخش یا همان Savior در wood در سال 1930 ساخته و راه‌اندازی گردید.

این کلیسا از نظر بنا و ساختار معماری بسیار ساده و جذاب ساخته شده و دارای آجرهایی رنگ پریده می‌باشد که دارای لایه‌هایی است که به صورت گنبد دوار سبزرنگی است که به مثابۀ کلاه‌های ایمن از ساختار ساخته شده محافظت می‌نماید. معماری درونی اساساً با فرسکوهایی که توسط آندری روبلوف و دانیل چرنی طراحی و اجرا گردیده مزیّن یافته و هم‌چنین ساختارها و معماری آن مجدداً احیا و ابقاء گردیده است.

برخلاف درست در منطقه مقابل خانقاه یا کلیسای Savior یا نجات‌بخش، و زیارتگاه و نمازخانۀ آن واقع گردیده که دارای عمارتی 2 طبقه با ساختاری دارای سقف و به اصطلاحی مسقف و سرپوشیده مزیّن است که تحت دستور و لوای آیان و حشتناک بین سال‌های 1504 تا 1506 ساخته و آماده گردید. و این عبارت درست به کلیسایی که میکائیل نامیده می‌شود که برگرفته از نام فرشته‌ای با مقام اولی با همین نام است که در سال 1694 ساخته شد به عنوان مکان و محرابی خصوصی برای خانواده Lopukhin لاپوچین ساخته گردید.

و تقریباً قریب به 40 سال به‌طور انجامید که البته بعد از Yevdokiya که اولین همسر پیتر بزرگ محسوب می‌شود، از چشم تزار می‌افتد و به این خانقاه به نوعی تبعید و فرستاده می‌شود. به منظور جلوگیری کردن و اجتناب یافتن مشکلات عدیده در این خصوص پیتر و خانواده‌اش به منطقۀ سیبری تبعید می‌گردند. و این ساختمان‌ها و عبارات توسط ناقوسی کار گذاشته شده در برج ناقوس توسط نئوکلاسیک (نئوکلاسیست‌ها) ساخته گردید و نقطۀ تراژیک و غمناک آن زمانی است که توسط بولشویک‌ها در سال 1929 میلادی منهدم و تخریب گردید.

صومعه یا این خانقاه مشهور، از ابتدا مرکز کپی نمودن کتاب‌ها و اسناد در مسکو به حساب می‌آمده، آرشیو اختصاصی و مسحور کنندۀ آن از کتیبه‌های خطی و دستی در آن‌جا نگاه‌داری می‌شود لکن کاملاً بیش‌تر آن‌ها تخریب گردیده‌اند هم به وسیله آتش در سال 1748 و هم توسط ناپلئون و سربازان و ارتش وی که در سال 1812 به روسیه حمله نمودند. بعدتر در قرن 19 میلادی، یک سمینار مذهبی در آن‌جا پایه‌گذاری گردید و بعد از انقلاب، صومعه به طور کامل بسته شد و برای مدتی یکی از اولین مکان‌ها برای مستعمرات Vecheka وچکا بود که اولین گردانندگان و پایه‌ریزان کاگ ب k GB بودند که این مکان اختصاص به عملیات جزایی و کیفری آن‌ها داشته است.

بعدها این مکان به کارگران و کارکنانی اختصاص یافت که به منظور اختصاص دادن خانه‌سازی در نزدیک کارخانه‌ای که آن‌ها مجبور و مشغول به کار بودند، این مکان به مثابۀ محل استقرار و استراحت‌گاه آنان تلقی می‌شد.

و تنها از انهدام و تخریب نهایی جان سالم به در برد که این رخداد بعد از جنگ جهانی دوم به وقوع پیوست و توسط روسیه به عنوان آثار ملی روسیه در سال 1947 انتخاب گردید.

در سال 1960 میلادی، موزۀ هنرهای باستان و فرهنگ باستانی در این صومعه ساخته گردید. مهم‌ترین کلکسیون از شمایل عیسی مسیح (ع) توسط ساکنان اولیۀ آن در این مکان قرار داده شد لکن تعداد زیادی از دیگر شمایل به نمایش گذارده شده در ساختمان مختلف صومعه موجوداند. و امروزه مجدداً توسط اُسقف‌ها و کشیشان اشغال گردیده و صومعه ارزش بازدید بسیار حائز اهمیت را به منظور کسب نقطه نظر فرهنگ ارتودوکس قرون وسطی در روسیه دارا می‌باشد.

صومعه موناستری Zaikonospassky زایکونو سپاسکی این صومعه در nikolskay Ulitsa اولیتزا واقع شده که چند دقیقه بیش‌تر از میدان سرخ پیاده فاصلۀ چندانی ندارد، این صومعه که با نام زایکونوسپاسکی شناخته می‌شود در سال 1600 میلادی در بوریس گوندوف مستقر گردیده و یکی از مکان‌ها و محوطه‌های آکادمی سلاوه، گرِکو، لاتین می‌باشد، اولین مؤسسه تحصیلی عالی (به نوعی دانشگاه آموزش عالی) محسوب می‌گردد که در سال 1687 توسط فرمان فئودورسوم پایه‌گذاری گردید.

نام این صومعه مربوط است به ردیف‌هایی از شمایل فروشان که اساساً به نظر می‌رسد در این مکان دستی دژ تجارت داشته‌اند قبل از آن‌ها گیت‌های موناستری یا صومعه بالاخص برای مؤسسه‌ای مالی تأمین گردد. این ساختمان‌ها که امروزه دیده می‌شدند درست در وسط کلیسای نجات‌بخش باروک مستقر گردیده و اصالتاً در 1660 تا 1661 برافراشته شده و خاصتاً در اوایل قرن 18 میلادی مجدداً بازسازی گردیده است. کلیسای قرمز و سفید رنگ دارای برج ناقوس بسیار زیبا و جذاب هشت گوشی است که توسط تزئینات مزین آن به عمارتی زیبا و جذاب بدل گردیده و از طریق راهرویی به اتاق کشیشان متصل می‌شود که ساخت این بخش از ساختمان به قرن 17 میلادی بازمی‌گردد.

آکادمی مورد نظر که یکی از مهم‌ترین مراکز روشن فکری در روسیه به حساب می‌آید، برای اولین بار اساساً توسط اسقف‌های اعظم از کیف و یونان تأمین نیرو گردیده که به عنوان استاندارد فرهنگ و هنر و دانش مسکو آورده شده‌اند که با هیچ کجای روسیه در زمان خود قابل قیاس نمی‌باشد. و مشابه دانشگا‌ههای معاصر اروپای غربی می‌باشد و از نظر تشابه به مانند آن‌ها می‌ماند.

در میان دانشجویان فرهیخته از آکادمی که شاخص‌ترین برگزیده گردیده می‌توان به واسیلی تردیا کووفسکی که شاعر و نویسندۀ ادبی بوده و نیز تاریخ‌شناس و تاریخ‌نویس مشهور و از پایه‌گذاران ادبیات روسیه دیمیتری کانت میر بوده است که به عنوان قهرمان ملی مولدوان بوده و نیز معمار معروف واسیلی باژنوف که عمارت Pashkov پاشکوف را طراحی نموده است و نیز یکی از معروف‌ترین چهره‌های روسیه با نام میخائیل لومونوزوف که دانشگاه روسیه را طراحی نمود.

اگر چه آکادمی در ابتدا موضوعات وسیع و در نوع خود با طیف گسترده را تدریس می‌نمود و دانشجویانی را برای مشاغل مختلف در زمینۀ ارائه خدمات شهری تربیت می‌کرد، حقوق و پزشکی نیز هم‌چنین در کلیسا به عنوان رخدادی در آموزش در آکادمی نوین به حساب می‌آمده و به صومعۀ یریننتی در سرجیف پوساد در سال 1814 انتقال یافته است.

صومعۀ Zaikumuspassky به عنوان یکی از آرشیوها در طی انقلاب به حساب می‌آمده و ساختمان‌های تاریخی آن هنوز تحت ساخت و ساز و در دست احداث می‌باشد. به جز کلیسای بسیار خوب، باقی مانده‌های معماری در محوطه و صحن کلیسا بر جای مانده است، لکن مجاورت آن با میدان سرخ، این مکان را به منطقه‌ای سهل الوصول و در دسترس برای بازدید عام بالاخص تبدیل نموده است.

صومعه اپی فنی Epiphany

افسانه‌ای که در خصوص این صومعه که صومعه یا خانقاه اپی فنی نامیده می‌شود کیتای گورود نامیده می‌شود که توسط گرنددوک یا دوک بزرگ دانیل احداث شده که اولین پرنس مسکو در قرن 13 میلادی بوده است، و به این سبب این صومعه از قدیمی‌ترین این امکنه= (مکان‌ها) در این شهر (= مسکو) به حساب می‌آید.

اولین راهبۀ ارتودوکس آن (یعنی صومعۀ اپی فنی) که نام وی به ثبت رسیده اِستفان Stephan است که برادر قدیمی‌تر سِرگی را دونِ ژ می‌باشد که در قرن 14 به عنوان قدیس شناخته شد که برای اولین بار صومعه سه‌گانه یا ترینیتی سِرجیف پوساد را پایه‌گذاری نمود.

اولین سنگ این کلیسا در محوطه در سال 1342 یا قرن 14 میلادی ساخته شد و صومعه بسیار سریع به عنوان یمی از بزرگ‌ترین کلیساها در مسکو پدیدار گردید. که بعدها توسط دوک‌های اعظم و پشتیبانی مالی گردیدند و بعدتر توسط تزار روس، از نظر مالی حمایت گردید. ایوان پادشاهی که به ایوان وحشتناک ملقّب گردید، کاملاً سخاوتمند  نسبت به این مؤسسه بود که اسقف‌ها را با پول، زمین و حقوق خاصی مربوط مالیات حمایت می‌نمود.

برای مدت زمانی اندک در میانۀ قرن 17 میلادی، صومعه برای اولین بار مدرسۀ برادران لیخود یووگانی را احداث کرد که برای بزرگداشت مقام آن برادران بود که در مجاورت آکادمی سالو و گرکو یونانی در صومعۀ زایکونو اس پاسکی بود. این صومعه فجایع زیادی را به خود دیده و آن‌ها را تحمل نموده است که توسط وایت هورد در سال 1382 (در قرن چهاردهم میلادی) به وقوع پیوست و به وسیلۀ آتش مهیبی که چهاربار در طول تاریخ آن به تحقق پیوست، زمینۀ تخریب کامل و شاید به نوعی قسمت اعظم این عمارت را فراهم آورد. حتی قبل از انقلاب اکتبر، این صومعه برای اهداف و مقاصد تجارتی مورد بهره‌برداری واقع می‌گردید. و با اُسقف‌هایی که به نوعی قسمی از عمارت را به منظور انجام پاره‌ای امور تجاری و بازرگانی اجاره می‌کردند که این امر در اوایل قرن 18 به وقوع پیوست مباینت دارد. زمانی که بولشویک معابر مسند قدرت آمدند، موناستری برای اولین بار به عنوان محل و محوطه‌ای برای آکادمی یا دانشگاه معدن و استخراح معدن شناخته گردید. و بعدتر به عنوان کارهای فلزی مورد بهره‌برداری واقع شد. در دهه 1950 میلادی، بسیاری از ساختمان‌های صومعۀ مذکور، به منظور ساخت بلوک‌های اداری تخریب گردیدند. ساخت مجدد این اثر در سال 1980 و در طول دهه 80 ادامه یافت، و بعد از سقوط اتحاد جماهیر شوروی و سوسیالیست‌های وقت، صومعه رسماً به کلیسا بازگردانده شد. بازگشت آن، بسیار سریع به تحقق پیوست و بسیار خوب از نظر بودجه مالی تأمین گردید، و ساختمان‌هایی که می‌توان امروزه آن‌ها را مشاهده نمود شامل کلیسای اپیمنی مسکو است که در اعتصاب به سر می‌برد و در 1696 تخلیه گردید و اتاق‌های راهبه‌ها و سلول‌های اُسقف‌های بر جای مانده متعلق به آن تاریخ (= به آن دوره) است. برج ناقوس در سال 1739 هم‌چنین ابقاء گردید.

صومعه یا خانقاه krutitsy کروتیتسی

این صومعه در کنارۀ جنوبی شیب‌داری از رودخانۀ موسک وا واقع شده است که نام آن را از krutoy کروتوی وام گرفته شده است، که عبارت است از لغتی روسی به معنای شیب، این صومعه به نام کروتیتسی Krutitsy، یکی از مهم‌ترین مرکز مذهبی در روسیۀ میانی محسوب می‌گردد (خصوصاً در قرون وسطی)، لکن قرن‌ها آماح سختی‌هایی بوده است قبل از آن‌که توسط معمار بزرگ آن پایوتر بارونووسکی طراحی گردد که وی اولین کارگاه خویش را در این محل بعد از جنگ جهانی دوم پایه‌ریزی کرده است. نتایج تلاش‌های وی به طور منحصر به فردی در کلکسیونی ویژه از معناری اولیه روسیه (روس) است که بر جای مانده است.

صومعه در سال 1454 (در قرن 15) ساخته شد که مرکز اقامت اُسقف‌های تزار و دون بود، که در سال 1261 متری را برای جلوس پایتخت تارتار و مغول در سارای Saray فراهم نمود، که مقرّ حکومت مسیحیان ارتودوکس در سرزمین‌های هورد طلایی بود. زمانی که هور دچار انحطاط (انحطاط و فروپاشی) گردید، جلوس و مقرّ مذکور به دهکده‌ای به نام کروتیتسی انتقال یافت که در نردیک مسکو واقع شده است.

در اواسط قرن 16 میلادی، اسقف‌های کروتیتسی ترغیب شدند که مقرّ خود را به شهری متروپولتین ارتقا دهند و بنابراین دامنۀ فعالیت خود را به کلیساهایی بسط و گسترش دادند که در کنار حاشیۀ دون (رود دون) و ولگای پایینی قرار داشت. در اوج قدرت و مسند قدرت، متروپولتین‌های کروتیتسی krutitsy بر بیش از هزار کلیسا نظارت داشتند. در سال 1738 میلادی، گرچه اسقف‌گری در مسکو رخت برنجی بست و هم‌چنان رواج می‌داشته و به تعبیری هم‌چنان موجود بوده لکن صومعه متروک گردید. محوطۀ صومعه بعدتر، برای بار اول توسط کاترین کبیر مورد استفاده قرار گرفت که البته به عنوان زندان ارتش جائی که آلکساندر هِرتزن احتمالاً مشهورترین عضو آن بود، مورد استعمال واقع می‌شد.

ساختمان‌ها و عمارت‌های صومعۀ کروتیتسی همگی ساخته شده از آجرهای قرمزاند که بریده شده و قشربندی شده به منظور ایجاد تزئینات و مزیّنات خاصّه می‌باشد که در سال 1690 میلادی (در قرن 17) ایجاد شدند که به نوعی روح حاکم بر استقلال خواهان روس در قرن 19 میلادی تلقی می‌شد. تأثیرات آن می‌تواند به درستی در ساختمان موزۀ تاریخی حکومتی (موزۀ تاریخی دولتی) در میدان سرخ دیده شود. عمارت‌های مسقّف و سرپوشیده و عبورگاه‌های موجود که هم‌چنین راه به صومعه یا کلیسای Assumption دارد.

کلیسای مورد نظر در قرن 16 با صومعه یا کلیسایی جدید در سال 1683 تلفیق گردید که شامل گنبدهایی است که محل تدفین بوده‌اند، هم‌چنین حائز اهمیت است که در این‌جا خاطرنشان شود که تِرِموک که عمارتی طاق‌دار و جعبه مانند است با آجرهایی مزیّن و کاش‌های زیبا با رنگ‌های روشن تزئین گشته‌اند.

اگر چه این مکان کوچک و تا جائی که بیم آن می‌رود مورد اجتناب واقع شده لکن صومعه کروتیتسی krutitsy مکانی خاص و منحصر به فرد است که دارای معماری خاص و منحصر به فردی از معماری روسی را به نمایش می‌گذارد که کاملاً نشانگر معماری خالص روسی است به طوری که ارزش ملاقات و بازدید را که در نزدیکی صومعۀ نووس پاسکی واقع شده است، دارد.

صومعۀ نیکولو پِررِوینسکی

این صومعه با نام نیکولو پر رونیسکی، که در قسمت جنوبی مسکو و در جنوبی‌ترین نقطۀ مسکو واقه گردیده در کنار رود موسکوا واقع شده است که تاریخ تأسیس آن به اواخر قرن 14 میلادی و قبل از دورۀ رنسانس باز می‌گردد. گرچه نام این صومعه در تاریخ چندان شناخته شده نمی‌باشد تا این‌که در سال 1623 میلادی برای اولین بار در پی یک خطابه نوشته شده و دستور صادر شده در تاریخ ثبت گردید. گرچه تحت حاکمیت رومانوف‌های روسی این مکان اهمیت خود را بازیافت و دقیقاً و به‌طور مستقیم با بسیاری از سران و چهره‌های بسیار مهم در کلیسای ارتودوکس در سال‌های مدرن حیات خود ارتباط تنگاتنگ داشت، این صومعه هم‌چنین شامل یکی از آخرین نسل‌های کلیساهایی می‌باشد که در ناحیۀ شهر مسکو ساخته شده است که قبل از انقلاب ساخت آن تکمیل گردید، این کلیسا، کلیسایی جدید است (که دارای شمایل و تصویر ایبریانی از مریم مقدس (مریم عذرای باکره) است که در سال 1908 به عنوان مکانی قدیس شناسایی و ثبت و ضبط گردید. خدماتی از کلیسای قدیمی در سال 1991 میلادی باقی مانده است و صومعه امروزه به عنوان یکی از صومعه‌ها و خانقاه‌های بسیار فعال در نوع خود در شهر مسکو محسوب می‌گردد. کلیسای نیکلاس و یا کلیسای قدیمی سِنت نیکلاس در سال 1700 توسط پارتریاک آدریان بنا و برپا گردید، وی آخرین کشیشی بود که عهده‌دار اداۀ این مکان مقدس بوده است که قبل از پیتر Peter بزرگ و اصلاحات پیتر بزرگ نسبت به کلیسا، ساخته گردید. آدریان محل اقامت تابستانی یا ییلاق خود را در این صومعه بنا و پر با نمود و عمارت کلیسا را تأسیس نمود که شامل ساختار و ساختمانی سفیدرنگ و با قشرها و لایه‌های سفید لایه است که در مسکو با سبک باروک اروپایی و با ناقوس بسیار ارزشمند ساخته شد، و بسیار از نظر طراحی داخلی مزیّن و غنای زیادی در عمارت داخلی دارد که در قرن 18 میلادی به این ساختمان اضافه شد و این امر زیر نظر یکی از شهروندان روسی به نام پلاتون انجام گردید که حوزۀ مربوط به اسقف‌ها و اصطلاحاً «مدرسۀ کشیشان» را نیز خود در صومعه راه‌اندازی نمود.

کلیسای جدید توسط معماری به نام پایوتر وینوگرادوف طراحی و اجرا گردید که براساس دستورالعمل‌های ولادیمیر متروچولیین و در جهت بزرگداشت شمایل (= تصویر) آیبرین ویرجین (آیبرین باکره) که در قرن 17 میلادی ساخته شد خصوصاً در صومعۀ آیبرین در میدان سرخ ساخته شد. صومعۀ سفید و سیاه رنگ مسقّف‌ای است که از دورۀ خشکه مقدس نئوکلاسیک‌ها با اِلِمان‌ها و عناصر روسیۀ جدید و اجلاگران روسیه تلفیق گردید و فضایی برای بیش از 3 هزار زوّار و عبادت کننده دارد که پروژه‌ای بسیار عظیم در زمان خود محسوب می‌گردیده است که مساحت صومعه را از مرکز مسکو در نظر می‌گیرد و اهمیت نسبی آن در سلسله مراتب کلیسایی تقریباً شاخص نمی‌باشد.

شاید، به خاطر مسافت دور آن از مرکز شهر، صومعه خیلی سریع توسط حکومت بولشویک‌ها بسته نشد و در عوض، برخلاف دیگر مؤسسات مذهبی ذخایر ارزشمند و غنایم آن کم کم تخلیه شد و به غارت برده شد و در پی آن از بین رفتن حرمت این مکان را بعد از دهه‌های پس از جنگ رقم زد.

و تا دهۀ نود میلادی، ساخت این مکان انجام نشد و بعد از دهۀ 90 ساخت مجدّد و ترمیم این صومعه انجام شد، لکن این «موناستری» اکنون مجدداً به طور کامل، کار و فعالیت خود را از سر گرفته است و محل‌ای برای تعلیم و تعلم کشیش‌ها در آن وجود دارد و نیز تعدادی از مؤسسات خیریه که به این صومعه ملحق گردیده است، به چشم می‌خورد.

دسته ها:
}